تبليغاتX
¯`•.¸¸¸.•` زندگی بدون عشق`•.¸¸¸.•` ¯`•.¸
 
¯`•.¸¸¸.•` زندگی بدون عشق`•.¸¸¸.•` ¯`•.¸

!!؟؟در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن..............شرط اول قدم آنست که مجنون باشی..... مجنون هستی؟
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
لینکدونی مهمترین مطالب وبلاگ

End Of all Mistakis in LOVE



چطور بهترین شریک زندگی را برای خود انتخاب کنیم
نحوه تداوم بخشيدن به روابط جدي عاشقانه
نکاتی پیرامون عادت به برقراری روابط بد عاشقانه
چگونه پس از بر هم خوردن رابطه، التیام یابیم
پنج تکنیک برای غلبه بر تعهد گریزی و ایجاد ارتباط دائمی
اهمیت پیش نوازی در رابطه جنسی و ازدواج
ازدواج موفق
روش‌های ساده و عملی براي شاد زيستن‌
سری اول جملات زیبا وپند آموز
گاهی به نگاه خود نگاهی بیندازید\نقش تغییر دیدگاه در زندگی/
....قدرت اندیشه....
....مرگ همکار....
درس زندگی... از یک پروفسور\حتما حتما بخونید/
توبه جوان هوسران \شاید یک کمی مارو به فکر فرو ببره!/
توبه مرد آهنگر داستان عبرت آموز
**************** دل نوشته ها ****************
بدان کمرنرسددست هرگداحافظ/خزانه ای بکف آورزگنج قارون بیش
خدایا: مرا چه می شود
عشقت را رها کن....به بهانه شروع فرصت 2ماهه از .ز.ن. عزیز
خدایا.... بار دیگر خشم تو... مرا هر چه کند سزاوارم!
خدایا... عاشق شده ام یا تنها مانده ام!
خدایا...درهای هدفمندی رو یکبار برای همیشه جلوی چشمم بگشا
واگر عشق نبود



بهتره به آرشیو مطالب وبلاگ هم سری بزنید.... مطالب خوبی داره

تشخیص تفاوت میان عشق و شهوت

 

امروز یه موضوع و مقاله بسیار زیبا و مفید و آموزنده رو واستون گذاشتم! مخصوصا آقایون عزیز....  که خواهش میکنم.... که حتما حتما بخونید...   خیلی بدرد میخوره....

البته... اگه هنوز گوش شنوایی باشه!

 

*******

شاید این سوال واسه خیلی از شما ها پیش اوده باشه که آیا من واقعا عاشق اون شدم یا اون فقط یک هوسه که من واسه شهوتم اون رو میخوام , میتونم تا آخر عمر عاشقش بمونم یا نه صرفا از روی شهوت و هوش افراطی اون رو دوست دارم . مقاله ای واستون آماده کردم که مطمئنا به جواب سوال هاتون میرسید .

 

 

 

 

 

 

 

 

تشخیص تفاوت میان عشق و شهوت

 

 

عشق و شهوت به عنوان دو مقوله نسبتاً مشابه به شمار می روند. شهوت صرفاً یک امر طبیعی و ذاتی به شمار می رود که برای جذب جنس مخالف به یکدیگر در وجود انسان ها قرار داده شده است. می توان گفت که بدون وجود شهوت انتظار نمی رود که هیچ گونه عشق و یا محبتی میان زن و مرد شکوفا گردد.

شکی نیست که این حس در تمام افراد وجود دارد و تنها راهی است که می تواند به جدایی میان جنس مونث و مذکر پل بزند.

 

از سوی دیگر یکی از فاکتورهایی که وجود آدمی را شریف و اصیل می سازد، عشق است. عشق یکی از عالی ترین صفات انسانی که به واسطه آن افراد سعی می کنند "بهتر" باشند. انسان ها شاید تنها به دلیل شهوترانی و زیاده خواهی با یکدیگر درگیری ایجاد می کنند؛ اما برای تشکیل خانواده و زندگی مشترک تنها یک دلیل وجود دارد و آن هم چیزی نیست جز عشق.

 

 

عاشق شهوترانی بودن

 

برای مردان، شهوت یک تجربه کاملاً ذهنی است. سیلی از تستسترون در رگ های آنها جاری می شود و دیگر چیزی را نمی بینند. همانند عشق، شهوت نیز آنها را کور می کند. به همین دلیل است که معمولاً در روابط - به ویژه اگر در ابتدای راه قرار گرفته باشید - گفتن این مطلب که طرف عاشق شماست و یا اینکه احساساتش تنها از روی شهوت هستند، اندکی دشوار می نماید. آقایون خیلی سخت می توانند تشخیص دهند که آیا واقعاً عاشق طرف مقابل هستند و یا او را صرفاً به مانند خیالی آتشینی می بینند که هر موقع از جلوی آنها رد می شود، جوشش کوره درونشان شدید تر میشود.

دلیل امر فوق الذکر این است که آقایون این توانایی را دارند که خیلی پیش از اینکه با یک خانم ارتباط عاطفی برقرار کنند، به سادگی می توانند با او وارد رابطه جنسی شوند. هورمون هایی که در بدن آنها ترشح می شود باعث می شود که تصور کنند عاشق شده اند.

 

"" به هر حال مشکل اساسی اینجاست که هم عشق و هم شهوت هر دو می توانند آقایون را خلع سلاح کرده و آنها را به شدت آسیب پذیر نمایند. بدین ترتیب آنها به راحتی اراده و قدرت خود را از دست می دهند و تنها برای تجربه سکس، خود را مسخ جنس مخالف می کنند. ""

 

همچنین باید اضافه کرد که شهوت سبب می شود تا آقایون تنها از روی احساساتی که در آلت تناسلی آنها ایجاد می شود، تصمیم گیری نمایند و عقل و منطق را به دست باد بسپارند. زمانیکه حس شهوت بر یک مرد غلبه کند، اصلاً اهمیت نمی دهد که آیا او و شریکش مشترکاتی دارند یا خیر؛ او اهمیتی نمی دهد که طرف مقابل اهل کجاست و به کجا می رود؛ تمام حواسش را بر روی پیدا کردن راهی برای رسیدن به دست نیافته های خانم متمرکز می کند. اگر شریک او نیز تنها از روی شهوت با او ارتباط برقرار کرده باشد، از این فرصت سوء استفاده خواهد کرد. اما اگر هر دوی آنها عاشق یکدیگر باشند، این رابطه جنسی می تواند منجر به محکم تر شدن رابطه آنها شود.

 

 

آیا شهوت است یا چیز دیگری است؟

چگونه می توانید تفاوت میان عشق و شهوت را تشخیص دهید؟ در این قسمت نکاتی را برایتان ذکر کرده ایم که به واسطه آن بتوانید میان این دو مقوله تمیز قائل شوید.

 

 

 

شهوت است اگر:

 

فقط به ظاهر و اندام او توجه داشته باشید

حتی قبل از اینکه اسم او را پرسیده باشید، در حال خیال بافی هستید که او بدون لباس چگونه است. یااینکه اگر با او رابطه جنسی برقرار کنید چه احساسی به شما دست خواهد داد.

 

اهمیت نمی دهید که او چه می گوید

همیشه در حال بهانه آوردن هستید تا به نحوی قرارهای ملاقات خود را با کنسل کنید، مگر اینکه این قرار منجر به قراری رابطه جنسی شود. اگر از شما بخواهد تا کاری برایش انجام دهید، بهانه می آورید و می گویید بیش از اندازه سرتان شلوغ است. اما اگر در کنار شما باشد و با او سکس نداشته باشید این امر ناراحتتان می کند و در ذهن خود، خودتان را در حال برقراری رابطه جنسی با خانم های دیگری تجسم می کنید.

 

فقط می خواهید برای سکس او را ببینید

برایتان اهمیتی ندارد که به هیچ وجه با او تماس تلفنی نداشته باشید. از این گذشته اصلاً برایتان مهم نیست که جواب زنگ تلفن او را فوراً بدهید و حتی اگر برای چندین روز هم با او صحبت نکنید، مشکلی نخواهید داشت و ترجیح می دهید هر موقع که دو مرتبه از نظر جنسی تحریک شدید او را ملاقات کنید.

 

برای شهوترانی با او تماس می گیرید

پس از اینکه همراه دوستانتان تعطیلات خوبی را پشت سر گذاشتید، یکمرتبه یاد او می کنید و با او تماس می گیرید تا در کنار هم نوشیدنی میل کنید.

 

بعد از سکس او را ترک می کنید

پس از این اینکه کارتان تمام شد، به دنبال ساده ترین راهی می گردید که بتوانید محل را تر ک کنید. هیچ نوازشی وجود ندارد، صبح زود برایش صبحانه تهیه نمی کنید، فقط خیلی راحت می گویید: "من باید بروم"

 

 

 

****  این عشق است، عزیزم  ****

 

 

عشق است اگر :

 

کششی بین شما وجود داشته باشد

برای مدتهای طولانی با هم صحبت می کنید و هر ساعت مانند یک دقیقه برایتان میگذرد. گاهی اوقات آنقدر غرق در حرف زدن می شوید که متوجه گذشت زمان نمیشوید.

 

احساس می کنید او زیباست

حتی اگر او را بدون هیچ گونه آرایش، در حالیکه موهایش را پشت سرش بسته و مشغول تمیز کردن دست شویی است، ببینید باز هم تصور می کنید که در نظرتان زیباست.

 

دوست دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید

تنها چیزی که می خواهید این است که با او باشید، چه سکس داشته باشید چه نداشته باشید. حتی اگر به شما بگوید که برای برقراری رابطه جنسی نیاز به سپری شدن مدت زمان بیشتری است، باز هم اهمیتی نمی دهید و قبول می کنید.

 

آینده خود را با او تجسم می کنید

حس غریبی در شما ایجاد می شود و فکر می کنید که بدون وجود او قادر به ادامه زندگی نخواهید بود. به خانواده و دوستان خود اطلاع می دهید که قصد ازدواج با او را دارید و خودتان نیز به تشکیل خانواده با او فکر می کنید.

 

او را به خانواده خود معرفی می کنید

این موضوع که خانواده تان او رابپذیرد، برایتان اهمیت پیدا می کند و ترجیح می دهید که با تمام اطرافیانتان ارتباط مناسبی برقرار کند.

 

او را در تمام برنامه های خود شریک می دانید

چه با دوستان مذکر خود بیرون بروید و چه حیوان خانگی خود را برای قدم زدن به پارک ببرید، در همه حال دوست دارید که او در کنارتان باشد. حتی اگر او آنجا هم نباشد، باز یادش از ذهنتان بیرون نمی رود و به دنبال فرصتی می گردید تا یک تلفن کوتاه به او بزنید و بگویید: "دلم برایت تنگ شده". البته حتماً لازم نیست که دوستانتان متوجه شوند شما یک چنین کاری انجام داده اید.

 

رمانتیک تر می شوید

یک مرتبه می بینید که به گوش دادن به موسیقی های عاشقانه و آرام تمایل بیشتری پیدا کرده اید. برای او گل و یادداشت های عاشقانه می فرستید و ترتیب صرف غذاهای رمانتیک در نور شمع را می دهید.

 

همیشه طرف او را می گیرید

هر زمان که کسی در مورد او انتقاد می کند، شما سریعاً اقدام به دفاع از او می کنید. در مجامع عمومی همیشه خود را موافق با نظریات او نشان می دهید، حتی اگر در پشت درهای بسته با او مخالف باشید.

 

او باعث می شود انسان بهتری باشید

او شما را به چالش وا میدارد و تشویقتان می کند. با دیدن او شاد می شوید و حاضرید برای خوشحال کردنش هر کاری که از دستتان بر می آید را انجام دهید.

 

 

 

دوست داشتن شهوت

شهوت برای مدت کوتاهی شما را سرگرم می کند. اما عشق مربوط به مدت زمان بسیار طولانی می شود. هر چند گاهی امکان دارد که این دو مقوله در جای یکدیگر قرار بگیرند، اما باید با توجه کامل، تفاوت میان آنها را تشخیص دهید. باید ببینید که خودتان از زندگی چه می خواهید، همه چیز به شما بستگی دارد .

 



پنجشنبه سوم مرداد 1387- |   | س | گروه زندگی چیه |لینک به نوشته
سه داستان کوتاه و بسیار جالب ...

شاید قبلا شنیدین.... اما باز هم بخونین....  بدک نیس!

 

داستان اول:

یه روز مسوول فروش، منشي دفتر و مدير شركت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند… يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي كنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه… جن ميگه: من براي هر كدوم از شما يك آرزو برآورده مي كنم… منشي مي پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!… من مي خوام كه توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيك باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم»… پوووف! منشي ناپديد ميشه… بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: «حالا من، حالا من!… من مي خوام توي هاوايي كنار ساحل لم بدم، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال كنم»… پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه… بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه… مدير ميگه: «من مي خوام كه اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شركت باشن!»

نتيجهء اخلاقي: هميشه اجازه بده كه رئيست اول صحبت كنه.

داستان دوم:

يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن. وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشتهء كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: به خاطر اينكه شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم . زن از خوشحالي پريد بالا و گفت: اوه! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد! حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه. مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: خب… اين خيلي رمانتيكه. ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد. بنابراين خيلي متأسفم عزيزم… آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچيكتر باشه! زن و فرشته جا خوردند و خيلي دلخور شدند ولي آرزو آرزوئه و بايد برآورده بشه. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد!

نتيجه اخلاقي: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند، ولي فرشته ها زن هستند!

 

داستان سوم:

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد.     پشت خط مادرش بود.   پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟    مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟    فقط خواستم بگويم تولدت مبارك.       پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد،     صبح سراغ مادرش رفت .      وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود             

                                         تقديم به همه ي مادران...

پی نوشت:

......قدر آیینه بدانیم چو هست.....    

........ نه در آن وقت که اقبال شکست.........

 

مادر عزیزم... بهترینم....   دوستت دارم....          خدایا......

نتیجه اخلاقی: این داستان سومی ربطی به دو تای بالا نداشت! اینجا هم ما باید نتیجه رو بنویسیم....



پنجشنبه سوم مرداد 1387- |   | س | گروه زندگی چیه |لینک به نوشته
روز میلاد!!!!!!!

سلام....

سلام....

 

تولدمان مبارک!!!

برای روز میلادم اگر تو......

به فکر هدیه ای ارزنده هستی....

منو با خود ببر تا اوج خواستن......

بگو با من ... که با من زنده هستی.......

که من بی تو نه آغازم نه پایان.......

تویی ... آغاز روز بودن من.......

نذار پایان این احساس شیرین........

بشه بی تو غم فرسودن من........

 

ممکنه فکر کنید....  از بس  هیچ کسی تولدمو بهم تبریک نگفته....   واسه اینکه عقده ای نشم...

تولد خودمو به خودم تبریگ گفتم!!!!   ولی سخت در اشتباهید......   

 چون کسی ( مرسی عزیزم) بهم تولدم رو تبریک گفت و  چیزی گفت.... !!!!

که از ذوق زدگی..... کلی خدا رو شکر کردم... بخاطر همه چیز ... بخصوص سلامتی...

و داشتن.... دوستایی مثل  "....."

و اما... یه نوشته زیبا از طرف یه دوست بسیار بسیار عزیز.....

Birth  is   start  of life.....

BUATY   is   art  of  life.....

LOVE   is   part  of  life......

Death   is   last(end)  of life.....

But    FRIENDSHIP    is....     HEART   of  life,,,,

 

مرسی



سه شنبه یکم مرداد 1387- |   | س | گروه عاشقیم یا تنها |لینک به نوشته
چگونه بر رقیبتان پیروز شوید و به عشقتان برسید

 

شما هم شب ها تا دیوقت بیدار می مانید و نگران این هستید که رقیب، عشقتان را از چنگتان درآورد؟ مظنون هستید که همسرتان، نامزدتان یا عشقتان به جز شما با کس دیگری هم رابطه دارد؟ می خواهیم به شما آموزش دهیم که چطور بر رقیبتان پیروز شوید و عشقتان را برای همیشه به دست آورید....

 

1) به او نشان دهید که برای انتخاب او بیشتر از هر چیز دیگری احترام قائلید.

کاری نکنید و چیزی نگویید که طرفتان را مجبور کند آنطور که شما می خواهید زندگی کند و همه چیز را مثل شما ببیند. اگر او دوست دارد که خودش انتخاب کند، حال این انتخاب شما باشید یا کس دیگری، به او نشان دهید که برای نظرش احترام قائلید. اگر بتوانید به او ثابت کنید که آزادی انتخاب به او می دهید و برای نظر او احترام قائلید، مطمئن باشید که انتخاب او شما خواهید بود.

2) سعی نکنید رقابت کنید.

سعی نکنید با رقیبتان رقابت کنید. وقتی رقابت می کنید یعنی با او وارد مبارزه شده اید و وقتی وارد مبارزه شوید، انرژی منفی خیلی زیادی تولید می کنید و منجر به تجربه های ناخوشایندی با اطرافیانتان می شود. درعوض، سعی کنید فرصت هایی ایجاد کنید که منجر به تجربه های مثبت شوند، به ویژه با عشقتان. اجازه بدهید طرفتان وقتی باشماست احساس راحتی بیشتری کند.

3) از بحث کردن درمورد مسائل مربوط به رقیبتان خودداری کنید.

وقتی کنار عشقتان هستید، سعی نکنید مداوماً از او درمورد مسائل مربوط به رقیبتان سوال کنید: مثلاً دیروز کجا رفتی؟ چرا فلانی اینکار را می کند؟ چرا فلان چیز را به او دادی و ...پرسیدن چنین سوالاتی فقط او را به حالت دفاعی می کشاند و پاسخ هایی که می دهد هم صادقانه نخواهد بود. چنین بحث هایی اکثر اوقات تجربه های ناخوشایندی ایجاد می کند و باعث می شود هر دو شما سر یک موضوع کوچک و بی ارزش به بجث و جدل بپردازید. پس به طرفتان آزادی انتخاب بدهید. اجازه بدهید هر کاری که دوست دارند انجام دهند و بعد می بینید که از این درک شما قدردانی خواهند کرد. اگر طرفتان متوجه شود که وقتی با شماست می تواند راحت تر از وقتی که با رقیبتان است نفس بکشد، مطمئن باشید که به سمت شما می آید، بدون اینکه تلاشی برای آن کرده باشید.

4) سعی نکنید مثل سیریش به طرف مقابلتان بچسبید.

خودتان را به یاد بیاورید که تازه با طرفتان آشنا شده بودید. آن فردی که آنموقع بودید همان کسی است که طرفتان عاشقانه و عمیقاً دوست می دارد. پس همان آدم باشید. وقتی آن آدم بودید، کسی بودید که مثل سییش به طرفش نمی چسبید. فردی مستقل، بی خیال، و سرشار از انرژی زندگی بودید. این خود واقعی شماست که طرفتان عمیقاً دوستش دارد و می خواهد که با او باشد. پس همه آن وابستگی ها را دور بریزید و سعی کنید استقلال فردیتان را حفظ کنید. اگر رابطه تان رو به انهدام است، افراد دیگر به شما خواهند گفت، "طرفت عوض شده" یا "آدم ها عوض می شوند، زندگی همینه". درعوض لحظه ای مکث کنید و از خودتان بپرسید: ایا طرف من واقعاً تغییر کرده است؟ یا این خودم هستم که تغییر کرده ام؟ آیا به کسی تبدیل شده اید که خیلی از رابطه تان توقع دارید؟ عشق شما، شما را به خاطر آن که هستید دوست دارد، پس همان آدم مستقلی باشید که یک روز بودید.

 



نکات بالا را همیشه در خاطر داشته باشید و با رعایت این نکات مطمئن باشید که قلب کسی را که دوستش دارید به دست خواهید آورد، بدون اینکه تلاش زیادی کرده باشید

 

 

 



سه شنبه یکم مرداد 1387- |   | س | گروه زندگی چیه |لینک به نوشته
تصاويري ديدني از زنده ياد خسرو شكيبايي

خسرو شکیبایی، بازیگر سرشناس سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، صبح جمعه 28 تیرماه به علت ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.

 شکیبایی در سن 64 سالگی به علت ایست قلبی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت. وی از مدتی پیش به دلیل ابتلا به بیماری مزمن دیابت در وضعیت جسمی مساعدی به سر نمی‌برد. انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در دومین جشن خود از مرحوم شکیبایی به عنوان یکی از بازیگران برتر 30 سال اخیر تجلیل کرد.

 وبلاگ "زندگی بی عشق" ضایعه فقدان خسرو شکیبایی را به بازماندگان آن مرحوم، بازیگران و هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون ایران و تمام دوستداران هنر وی تسلیت می‌گوید

 

 

 

               

 

بقیه عکسها در ادامه مطلب....



ادامه مطلب


شنبه بیست و نهم تیر 1387- |   | س | گروه بهترین پوستر ها از بازیگران ایرانی |لینک به نوشته
بهترین پوسترها از زیباترین بازیگران زن خارجی

 

سایز بزرگ این پوسترهای زیبا  و چند پوستر دیگر در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب


پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387- |   | س | گروه بهترین پوستر ها از بازیگران خارجی |لینک به نوشته
اس ام اس جدید و ....

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از كوی ات و لیكن ز پی ات دل نگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما كردی تو بمان با دگران ، وای به حال دگران
.................
عشق یعنی علاقه نه کفگیر و ملاقه من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم یه دمپائی تو دستم منتظر تو هستم
.................
دیشب کلام نقره ی نازت عجیب بود....با من که آشنای تو بودم غریب بود شب بود و میهمان و تو و ماه و آسمان...زیبا خیال میکنم او یک رقیب بود
.................
تركه یه مگس میگیره, بش میگه بپر.. مگسه میپره. مگس رو میگره یه بالشو میكنه, بش میگه بپر.. مگس به زور میپره . باز مگس رو میگیره اون یكی بالشم میكنه, بش میگه حالا بپر... مگسه نیمپره. بعد تركه میگه : حالا ما نتیجه میگیریم كه وقتی بالهای مگس رو بكنیم ، مگس كر میشه
.................
وقتی برگ های پاییزو زیر پات له می کنی

 یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن
.................
همیشه وقتی که گریه می کنی اونی که آرومت می کنه دوستت داره اما اونی که با تو داره گریه می کنه عاشقته
.................
اگر روزی دشمن پیدا كردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی! اگر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد
.................
لرزش صدات ، برق نگات ، تپش قلبت ، نفس های تند و عرقی که روی پیشونیت نشسته همه گویای یه چیز هستن : تیروئیدت پرکاره
.................
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی
.................
یادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرین برای همه ی عمر! ! !
.................
عشق دق الباب نمی کند، مودب نیست، حرف شنو نیست، درس خوانده نیست، درویش نیست، سربزیر نیست، مطیع نیست، عشق دیوار را باور نمی کند، کوه را باور نمی کند، گرداب را باور نمی کند، و مرگ را حتی باور ندارد!...
.................
زندگی به من آموخت چگونه اشك بریزم ولی اشك نیاموخت چگونه زندگی كنم تو به من آموختی چگونه دوستت بدارم ولی نیاموختی چگونه فراموشت كنم
.................
مانند مجنون كه لیلا را دوست دارد مانند ماهی كه دریا را دوست دارد مانند شاعری كه شعرش را دوست دارد مانند بلبلی كه صدایش را دوست دارد به خدا قسم كه من هم تو را دوست دارم بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
.................
آنکس که می گفت دوستم دارد، عاشقی نبود که به شوق من آمده باشدرهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم
.................
اگر زیستن را دوست داشتم هرگز به هنگام به دنیا امدن نمی گریستم
.................
زباغ خاطراتم هرگز نخواهی رفت ومن هرگز نخواهم برد از یاد نگاه مهربانت را
.................
یادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانیت در تمام وجودم است عزیزم محبت را در پاکی نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم وبدان که زیباترین لحظه هایم در کنار تو بودن است
.................
دیروز را سوزاندیم برای امروز ؟ امروزمان را گذراندیم برای فردا و فردایمان دیروزی دیگر !!! این است بازی پوچ ما انسانها
.................

مكتب ما رسم فراموشی نیست.در مسلك ما عشق هماغوشی نیست.مهر تو اگر به هستی ما افتد.هرگز به سرش خیال خاموشی نیست
.................
نمی گویم فراموشم مکن هـــــــــرگـــــــــــز ولی گاهی به یاد آور رفیقی را که می دانی نخواهی رفت از یادش
.................
از تمامی دوستانی که در صرفه جویی برق تمام تلاش خود را می کنند و با چراغ خاموش در چت به سر می برند قدر دانی می کنیم شرکت توانیر بابا برقی



دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387- |   | س | گروه عاشقانه |لینک به نوشته
چه شخصیتی دارید ؟

 

این تست فقط 3 پرسش دارد و جواب ها شما را شگفت زده خواهند کرد.
جواب ها را نخوانید زیرا مغز مانند چتر نجات عمل میکند ، وقتی که باز است بهتر کار میکند.
اگر به جواب ها نگاه کنید نتیجه درستی نخواهید گرفت.
یک قلم و کاغذ بردارید و جواب ها را بنویسید.
این یک تست صادقانه است که اطلاعات زیادی از خودتان به شما می دهد.

 

 

 

حالا شروع کنید.....!!!

1- نام های این حیوانات را به ترتیب علاقه خود قرار دهید :

گاو
ببر
گوسفند
اسب
خوک

2- یک کلمه برای توصیف اسامی زیر بنویسید :

سگ
گربه
موش صحرایی
قهوه
دریا

3- به کسانی فکر کنید (کسانی که شما را بشناسند وبرای شما مهم باشند) و آن ها را به رنگ های زیر ربط دهید (افراد تکراری نباشند. برای هر رنگ،نام یک فرد).


زرد
نارنجی
قرمز
سفید
سبز
 


توجه : جواب های شما باید دقیقاً همانی باشند که مطلوب شماست.
حالا تعابیر و تفاسیر جواب هایتان را در ادامه مطلب بخوانید.....




ادامه مطلب


یکشنبه بیست و سوم تیر 1387- |   | س | گروه زندگی چیه |لینک به نوشته
عکسهای بسیار زیبا از یک دهکده رویایی

 

 

 

 

 

 

 

بقیه این عکسهای زیبا در ادامه مطلب



ادامه مطلب


یکشنبه بیست و سوم تیر 1387- |   | س | گروه عکسهای زیبا و جالب |لینک به نوشته
مهمترين رازهاي رسيدن به جذابيت:

 

قبل از هر چيز بايد بدانيم كه جذابيت چيزي غير از زيبايي است‌.

شخص مي‌تواند صورت زيبايي نداشته باشد اما بسيار جذاب باشد و هم چنين مي‌تواند بسيار زيبا باشد اما اصلاً جذابيت نداشته باشد. جذابيت و گيرايي يك ويژگي كاملاً اكتسابي است و به راحتي مي‌توانيم صاحب آن باشيم‌:

 

 

 



ظاهري آراسته داشته باشيد.

تميز و مرتب باشيد، هماهنگي و پاكيزگي شما، ناخودآگاه شما را جذاب مي‌كند. بعضي از افراد براساس تصوري اشتباه براي جذاب شدن به زحمت زيادي مي‌افتند و خود را به شكل‌هاي عجيب و غريبي درست مي‌كنند.

مهمترين مسئله اين است كه مرتب و هماهنگ و در عين حال ساده باشيد. نامرتب بودن حتي حرفهاي قشنگ‌، مثبت و تأثيرگذار شما را ضايع مي‌كند. فرزندي كه هميشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهري مرتب مي‌بيند، ظاهر آراسته فردِ ناآشنا او را نمي‌فريبد. چون ممكن است جذب ظاهر آراسته كسي شوند كه تأثير منفي او از اثرات مثبتش به مراتب بيشتر باشد.


بيشتر سكوت كنيد:

غالباً افراد به اشتباه براي اين كه جذاب‌تر شوند، بيشتر شلوغ مي‌كنند و به خطا مي‌روند. سكوت‌، يك تأثير ذهني و رواني بسيار قوي مي‌گذارد. در سكوت‌، فرد پيرامون خود خلاء ايجاد مي‌كند و هر خلايي‌، جذب را سبب مي‌شود. آنها كه بيشتر صحبت مي‌كنند و كمتر مي‌شنوند از جذابيت خود مي‌كاهند، حال آن كه سكوت و گوش دادن بيشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمينان‌تر معرفي مي‌كند و اين زمينه‌اي مساعد براي صميميت بيشتر است‌. سكوتي سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صميميت است‌.


نرم و ملايم سخن بگوييد:

هنگامي كه نرم و ملايم صحبت مي‌كنيد افراد را جذب خود مي‌كنيد و به راحتي مي‌توانيد بر روي آنها تأثير بگذاريد. آدم‌هاي خشن و داد و بيدادي افراد مناسبي براي اطمينان كردن‌، نيستند.


فرد محترمي باشيد:

بي‌احترامي به خود، به ديگران و بي‌احترامي و بي ادبي در كلام و رفتار همگي از جذابيت شما مي‌كاهد. شما بايد هم در ظاهر آراسته باشيد و هم در باطن وارسته‌. افراد مؤدب و متين و محترم بي ترديد جذابند و اين جذابيت از درون موج مي‌زند.
محترم و مؤدب و باشخصيت باشيد، خواهيد ديد خود به خود جذاب مي‌شويد.



زياد شوخي نكنيد اما بسيار تبسم كنيد:

شوخي فراوان از انرژي ذهني و جذابيت شما مي‌كاهد چرا كه شوخي فراوان به تدريج مرزهاي لازم بين افراد را از بين مي‌برد. متبسم باشيد كه تبسم به چهره شما جذابيتي عميق و ژرف مي‌بخشد. در تبسم‌، سنگيني و متانت و جذابيت است‌.


قاطعيت يعني جذابيت‌:

كساني كه شخصيت قاطعي دارند و هدفها و ارزش‌هاي معيني دارند، بي‌استثنأ مي‌توانند افراد جذابي باشند. زيرا شخصيت‌هايي جذاب و تأثيرگذارند كه بسيار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصي بودن و به آنها رسيدن اعتماد به نفس زيادي به ارمغان مي‌آورد و جذابيت از وجود چنين شخصي موج مي‌زند.


آسان بود، اين طور نيست‌؟

 فكر مي‌كنم شما هم مي‌توانيد يكي از جذاب‌ترين و ماندگارترين‌ها باشيد. معطل نشويد دست به كار شويد...

ایول....



جمعه بیست و یکم تیر 1387- |   | س | گروه زندگی چیه |لینک به نوشته
شب آرزوهااااااااااااااااااااا

 

شب آرزوهــــــــــــــــا......!..؟

 

 با دلهره و تشویش . شک کردم به کارخویش! 

           که... یک راه نشناخته یک عمر دیگه در پیش.......

                         گفتم از چه میترسی. آخرش یه راهی هست!!

                                             آخرش مگه رنگی . بدتر از سیاهی هست؟؟

 

    انگار که یکی میگفت:میگفت لحظه موعوده!

                  تردید نکنی یکوقت:....... نه دیره و نه زوده!!!

                               راه افتادم و هی رفتم شاید دلم کمی واشه....

                                             به عشقی که یه جور امروز زود بگذره فردا شه!

 

""  به امیدی که تا فردا... نور امیدی پیدا شه  ""



پنجشنبه بیستم تیر 1387- |   | س | گروه  |لینک به نوشته
تا به کی؟ خراب محبتی......

 

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا......

خبر از سرزنش خوار جفا نیست تورا.....

 

      ما اسیر غم و... اصلا غم ما نیست تورا....

      با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را ؟

 

             جان من سنگدلی!....دل بتو دادن غلط است.....

              رفتن اولی است ز کوی تو!ستادن غلط است.....

 

                      تو نه آنی که غم  عاشق زارت باشد

                       دگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد.....

 

                             آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد.....

 

 

بشنو پند و مکن قصد دل آزرده خویش.....

      ور نه بسیار پشیمان شوی از کرده خویش......

 

 

 

دل من دیگه خطا نکن....

با غریبه ها ...  وفا نکن.....

 

           زندگی رو باختی دل من....

           مردم و شناختی دل من......

 

                      تا به کی؟ سرا پا حقیقتی....

                      تا به کی؟ خراب محبتی......

 

                                 همنشین این و اون میشی...

                                 خسته و پریشون و خون میشی......

 

                                            دشت بخت تو کویر میشه...

                                            مرغ آرزوت اسیر میشه.......

 

                                                        روبروت سراب.....

                                                        پشت سر خراب............

 

                                                                   ساکت و صبوری دل من....

                                                                   مثل بوف کوری دل من....

 

 

زندگی رو باختی دل من....

مردم و شناختی دل من....

 

پ.ن.۱:

این  ترانه عاشقانه من و ما نیست.....

این سوز عاشقانه نیست!

این ناله های دوری نیست....

       این حقیقت ناگزیر....  فطرت همه آدماس.....

این نهایتیه که به موازات زندگی دنبال همه ماهاست....

پ.ن.۲:

پس چه رازی توی همه این غصه هاس!

ایکاش....  کلید این راز رو پیدا میکردم!

 

خدایا.... کجای این راه(راه عاشقی) اشتباهه؟

کدوم دوراهی عاشقی...  به این بیراهه ختم میشه؟



چهارشنبه نوزدهم تیر 1387- |   | س | گروه  |لینک به نوشته
غبار رابشوی و خاطره را به خاطره ها بسپار....

 

خدایا...

 

 

ای عاشق:

          در انتظار جه نشستی؟

               در انتظار بادهای پاییزی     بارانهای بهاری؟

                               برگهای زرد و یا شکوفه های ارغوانی؟

 درانتظارکدامی؟

         انتظار بیهوده است!

                پنجره را بازکن....       جدار رابشکن

                     غبار رابشوی و خاطره را به خاطره ها بسپار....

                             تاپایان. پایانها مانده  است...

 

             این است  زندگی.....